صدایی که عاشقانه میخواند و فریاد عشق را از دل و جان برون می آرد ؛ هیچگاه فانی نمیگردد و سالیان
سال یادگار دوران خواهد ماند . و این است خاصیت صدایی که صدایش عشق است و سخن اش عشق . این صدا خوشترین صداست و راز مانای عشق ؛
از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر ................... یادگاری که در این گنبد دوار بماند
همانطور که جسم ادمی نیاز به غذا دارد روح آدمی نیز بی نیاز نیست . موسیقی غذای روح است ؛ درمان آن است و تلطیفش میکند. . .
متاسفانه باخبر گشتم عده ای از افراد نا بخرد اقدام به درج نظراتی جعلی با نام حقیر نموده و از واژه های رکیک در نظرات استفاده می نمایند .
همانطور که همه دوستان و عزیزان با روش نگارش مطالب اینجانب آشنا هستند ، این حقیر سعی نموده ام در تمام مطالب و سخنان خود کرامات انسانی را حفظ نموده و از توهین به دوستان و یا استفاده از کلمات توهین آمیز خودداری نمایم .
به همین دلیل و از طریق همین رسانه اعلام میدارم اینجانب در طی چند روز گذشته به هیچ وجه هیچ نظری ( به صورت کامنت گذاری ) را مبنی بر اعلام به روز بودن وبلاگ به هیچ یک از دوستان و همکارانم ننگاشته و تمامی اعلام ها از طریق ای میل به دوستان ارسال میگردد .
از دوستان عزیز نیز خواهشمندم در صورتی که در روزهای اخیر نظری با نام " محمد جواد صحافی " دریافت نمودند که حاوی کلمات و جملات رکیک بود . سریعا نسبت به حذف آن اقدام نمایند .
بی مناسبت نیست یادی از دکتر علی شریعتی نمایم :
خداوندا :
به متعصبین ما فهم
به فهمیدگان ما تعصب
.
.
.
.
به حسودان ما شفا
به خودبینان ما انصاف
به فحاشان ما ادب
به مردم ماخودآگاهی
.
.
.
ببخش
ارادتمند و خاک پای اهالی هنر
محمد جواد صحافی
از زمانی که پرویز مشکاتیان پرواز کرد تا کنون , اهالی هنر ، همه و همه به نوعی در سردر گمی بسر میبرند .
همه مقاله می نویسند ؛ تسلیت میگویند ؛ محکوم میکنند ؛ دولت را زیر سئوال میبرند ؛ همانند کار آگاهان به همه سوء ظن داشته و مقتولش میدانند ؛ از سخنان افراد بدنبال سوژه ای هستند تا نقل محافل کرده و روزگاری را با آن سپری کنند . . .
ادامه مطلب را بخوانید . . .
زبان از گفتنش بیمناک است و خجل اما تقدیر را رقم نه زبان من میزند....
استاد پرویز مشکاتیان درگذشت........
ناباورانه فقدان سنگینش را به سوگ مینشینیم

آتش زدی بر عود ما نظاره کن در دود ما....
هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
ثبت است در جریده عالم دوام ما
بسیار سخت است زمانی که بخواهی مطلبی را در سوگ فردی بنویسی . در سوگ کسی که سالیان سال در خدمت هنر این مرز و بوم بود .
پرویز مشکاتیان بزرگ موسیقیدان مطرح ایران خالق بسیاری از آثار ماندگارجان به جان آفرین تسلیم کرد .
مرگ پرویز مشکاتیان ضایعه ای بود بسیار درد ناک برای موسیقی ایران زمین ؛ ضایعه ای دردناک که جای خالی آن سالیان سال در موسیقی احساس خواهد شد .
کمتر کسی بود که اهل موسیقی باشد و " همراه شو عزیز " ؛ " آستان جانان " ؛ " دستان " ؛ "بیداد "؛ " دود عود " و . . . نشنیده باشد.
اگر یاوه گویی نکرده باشم این مشکاتیان بود که با آثار خارق العاده اش محمدرضا شجریان را در عرصه موسیقی مطرح کرد .
او تنها به همکاری با محمدرضا شجریان اکتفا نکرد و در دهه هفتاد و با اختلافاتی که میان او و شجریان پیش آمد راه موسیقایی خود را در کنار شهرام ناظری ادامه داد و این باهم بودن منجر به خلق تصنیف " مرا عاشق" گردید . پس از سالها مشکاتیان و شجریان باری دگر در کنار هم قرار گرفتند اما دست روزگار مهلت باهم بودن و خلق آثاری نو را به ایشان نداد . و بسیاری از اساتید در حسرت با او بودن ماندند . . .
اما جفای روزگار و بی مهری های برخی از مهرپروران آنچنان او را از صحنه گریزان نمود که دیگر برای مشکاتیان آن حال و هوای سالیان قبل و خلق آثار ماندگار وجود نداشت . دیگر کسی او را بر روی صحنه ندید و آلبومی تازه از ایشان نیز منتشر نگشت .
قلم یارای نگاشتن در رثای او را ندارد . این قلم تا کنون اینگونه تلخ ننوشته است که هم اکنون باید بنویسد .
صدای آسمانی ساز مشکاتیان از این پس برای بهشتیان خواهد نواخت تا زمینیان را در حسرت شنیدن دوباره صدای سازش گذارد ؛ آنانی که قدر این نعمت الهی را ندانستند و باقی عمرشان را باید در حسرت با او بودن گذران کنند .
و باز هم باید تاسف خورد . . .
این بار برای صدا وسیمای ملی مان که تنها نام ملی را با خود یدک میکشد و اینگونه شمشیر خود را برای مبارزه با هنرمندان موسیقی بر روی آنان گشوده است .
برای صدا و سیمای ملی مان باید تاسف خورد چرا که پخش اعترافات ساختگی و دروغین را بر اعلام خبر درگذشت این بزرگمرد موسیقی ایرانی ترجیح میدهد و حتی دقایقی را صرف این از دست رفته نمیکند .
برای صدای و سیمای ملی مان باید تاسف خورد چرا که مرگ سیاستمداری هم جنس خودشان را آنقدربزرگ و دردناک می نمایانند که مردم کشورشان مجبورند بخاطر مرگ وی روزها را در عزای عمومی گذرانند . اما هیچگاه حاضر نیستند از جانب خود حتی تسلیتی را که نشان دهنده غم و اندوهشان باشد به جامعه هنری و مردم ایران گویند .
برای صدا و سیمایی متاسفم که مجبورم برای شنیدن خبر درگذشت مشکاتیان بزرگ به شبکه های بیگانه متوسل گردم و مصاحبه حسین علیزاده را در باره این بزرگوار به جای آنکه از رسانه ملی خود ببینم ؛ از بی بی سی نظاره گر باشم .
این نقصان را به اهالی هنر تسلیت می گویم . . .
این شعر چقدر به حال و هوای امروزم نزدیک است . . .
سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز
مرده آن است که نامش به نکویی نبرند .
نمونه ای از آثاراستاد مشکاتیان را دانلود کنید :
دود عود قطعه سنتور و ارکستر (ارکستر )
مخالف سه گاه ( سنتور )
شورانگیز ( سنتور )
رزم مشترک ( تصنیف )
مرا عاشق ( تصنیف )
وطن من ( تصنیف )
متاسفانه مطلع گشتیم در شامگاه روز سه شنبه ۲۰ / مردادماه / ۱۳۸۸ آموزشگاه موسیقی دانشور یکی از آموزشگاههای پر سابقه موسیقی استان زنجان مورد حمله چند تن اراذل و اوباش قرار گرفت .
پريسا دانشور، مدير اين آموزشگاه در گفت و گو با خبرنگار سرويس حوادث خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) منطقه زنجان، اظهار داشت: در شامگاه روز گذشته مشغول آماده سازي و تمرين براي كنسرتي بوديم كه قرار است مهرماه امسال برگزار شود كه متأسفانه دو تن از اراذل و اوباش به محل اين آموزشگاه در خيابان زينبيه مراجعه و اقدام به فحاشي، ضرب و شتم و شكستن سازها كردند.
وي ادامه داد: اين اراذل و اوباش به سلاح سرد مجهز بودند و درنهايت پس از ضرب و شتم ما و تخريب واحد اقدام به فرار نمودند. بلافاصله ما با كلانتري 12 تماس حاصل نموديم و مأمورين انتظامي با مراجعه به آموزشگاه اقدام به تهيه صورت جلسه نمودند
بابک دانشور آهنگساز و نوازنده متبحر بربت فارغ التحصیل رشته موسیقی از دانشگاه تهران و تنی دیگر از هنرمندان نیز در این حادثه مورد حمله قرار گرفته و زخمی گردیدند .
مشخص نیست آیا این اراذل و اوباش از جنس همان خس و خاشاکی بودند که قبلا ذکر شده !!! و یا از جنسی دیگر . . .
حمله به آموزشگاههای موسیقی هدفی دیگر است در راستای تخریب هنر ، هنری که سالیان سال و نسلها از پدران به فرزندان منتقل گردیده است . اما آیا میتوان این هنر را تخریب کرد ؟
آیا میتوان موسیقی اصیل ایرانی را با حملات ، افتراها ، دروغ ها ، یاوه گویی ها ، کاریکاتورها ، تمسخرها تخریب نمود ؟
آیا این هنر آنقدر بی صاحب است که اینگونه با آن رفتار گردد ؟
آیا بازهم این سئوال در اذهان ما تداعی خواهد شد که چرا فلان استاد کنسرت نمیدهد ؟ چرا در شهرستانها کنسرت نمیدهند ؟ چرا ؟ و چرا های دیگر . . .
چرا مسئولان ارشاد هیچ عکس العملی از خود در برابر اینهمه توهینهای اهالی بی هنر نشان نمی دهند ؟
باید به حال هنر این مرز و بوم و گریست . به حال هنرمندانی که با تحمل سالیان سال مرارت و سختی هنر ایرانی را در اذهان زنده نگه میدارند باید گریست . و به حال قدر شناسان این هنر مظلوم . هنری که هم خود مظلوم است و هم هنرمندش . هم خود بی دفاع است و هم هنرمندش .
و در نقطه مقابل آن متحجرینی که نام خود را دیندار نهاده اند با حرکاتی که نه در شان دین اسلام است و نه در شان دولت اسلامی آنچنان حرکاتی را از خود بروز میدهند که گویی از قومی دگرند و ایرانی نیستند . به حال اینان نیز باید زار زار گریست .
بازخوانی یک پرونده خاک خورده
زمانی که به دقت به گلی می نگری ؛ زمانی که پرهای پرنده ای را لمس میکنی زیبایی ای را می یابی که نمیتوان با زبان آن را بیان کرد : با نگاه کردن به مخلوقات میتوان دریافت که آنهمه ظرافت و زیبایی پرنده ای ؛ درختی ؛ گلی خوشبو ؛ علفی ، دریایی ، کوهی ، آوازی ، صدایی ، نغمه ای قدرت لایزال خداوند است که به دیده همگان نشان داده است . . .
زمانی که سفالگری با عشق وعلاقه وصف ناشدنی اش از مشتی خاک و گل و آب مجسمه ای را بوجود می آورد که با تمام وجودش با توحرف میزند با گذشت زمان نه تنها از ارزش آن کاسته نمیگردد بلکه با هربار نگاه کردن بدان تازگی خاصی در آن میبینی

همانطور که همه نیک میدانیم و بر این نکته نیز واقف هستیم که در تمامی جوامع بشری در دنیا زن و مرد حقوقی مساوی و برابر با یکدیگر داشته و دارند و برای پیشرفت خود و نیل به اهداف عالیه در مواردی با همکاری و همیاری یکدیگر پله های ترقی را طی نموده و نردبان ترقی همدیگر میگردند .
در کشور ما نیز بسیار سعی گردیده است تا فاصله میان زن ومرد که از مدتهاست که وجود داشته است حد اقل گردد اما متاسفانه پایبند بودن به سنتهای بعضاً غلط قدیمی و آداب و رسوم و وجود دین در برخی موارد مانع از کم شدن این فاصله گردیده است اگرچه امروزه مشاهده میگردد که این فاصله نسبت به سالیان گذشه کمتر گردیده ؛ اما این روند بسیار کند و بعضا اشتباه انجام میگیرد . . .
ادامه مطلب را بخوانید . . .

پایگاه خبـری انصارنیوز در یادداشتی شجریان را به خاطر انتقاد از صداوسیما از پخش یکی از سرودهایش کمتر از ساسی مانکن دانست! نویسنده این مطلب با بیان اینکه مصاحبه محمدرضا شجریان با بیبیسی فارسی را که شنیدم طاقت از کف دادم نوشته است: زمانی او را «استاد» می خواندم، اگر کسی نامش را بدون پیشوند استاد در برابرم میبرد محترمانه تذکرش میدادم که: شجریان نه! استاد شجریان...
ادامه مطلب را بخوانید . . .

اگر بخواهیم نیم نگاهی به آثار و آلبومهای ارائه شده اساتید موسیقی ایران زمین بیافکنیم میتوان آثاری ناب را یافت که با توجه به قدمت چند ده ساله آنان هنوز هم آن طراوت و زیبایی و آن حس دلنشین گوش سپردن به یک اثر ناب را در آدمی ایجاد می نماید .
در اینجاست که میتوان یک اثر موسیقایی فاخر را از یک آلبوم ساده موسیقی تشخیص داد . با کمی تامل و تفکر در آثار بزرگان به راحتی میتوان این گونه آثار را یافت ، نوا ؛ آستان جان ، گنبد مینا ، مجموعه های چاوش , یادگار دوست , شمس الضحی و بسیاری دیگر از آثار هنرمندان معاصر ایران زمین هستند که ارزش هزاران بار گوش سپردن را دارند . . .
ادامه مطلب را بخوانید . . .

هیچگاه قصد نگاشتن چنین مطلبی را نداشتم ؛ مطلبی که در وصفش باشد و او را تعریف نماید که بسیارند از این دست مقالات و تعاریف که همه فقط و فقط به تعریف و تمجیدش پرداخته اند . هدفم انتقاد از وی بود و انتقاد از آثار و کنسرتهای ضعیفش . و اینکه چرا میخواند ....!!!!
هنگامی که برگهای تاریخ کهن این مرز و بوم را ورق میزنیم به روزهایی بر خورد می نمائیم که گاهاً غبطه آن روزها را خورده و آرزوی برگشتن به آن روزها را در سر می پرورانیم . با نوشتن این سطور ممکن است ذهن علاقه مندان به موسیقی اصیل ایرانی متوجه جشنهای موسیقی شیراز گردد . جشنهایی که اجرای مجدد آنها آرزویی است برای هر علاقه مند به موسیقی ایرانی . جشنواره ای که به واقع اوج هنر نمایی بزرگان موسیقی ایران زمین را به رخ عموم علاقه مندان و بازدید کنندگان می کشید . . .
ادامه مطلب را بخوانید ...
در روزگاری که اهالی هنر از ناملایمات و نا مهربانی ها و افول موسیقی سخن میرانند ؛ ظهور هنرمند و آوازه خوان بزرگی که جانشین خلف پدرش است , روزنه امیدی است در این سیاهی .
در بهار 1388 سی و چهارمین بهار زندگی هنرمندی است که خود را مدیون پدری بزرگوار میداند , پدری که نه تنها فرزندش بلکه تمام جامعه موسیقی ایرانی ؛ مدیونش است . زحمات وی برای اعتلای موسیقی ایرانی و برای تربیت فرزندانی که هم اکنون از بزرگان موسیقی ایرانی هستند .
در این آشفته بازار موسیقی ایرانی ؛ وبلاگ نویسان موسیقی به هیچ وجه من الوجه نباید به تخریب یک شخصیت هنری آن هم به روش تمسخر آن فرد و داخل شدن به زندگی خانوادگی و تحلیل گاهاً نابجای مسائلی غیر از مسائل هنری آنان همانند طرز بیان هنرمند ، اختلافات خانوادگی ؛ اعتیاد ؛ دائم المست بودن ؛ ازدواج مجدد ؛ شهر نشینی یا روستا نشینی و مسائلی از قبیل پرداخت...
ادامه مطلب را بخوانید ...
ممکن است دوستداران موسیقی اصیل ایرانی و بازدیدکنندگان از این وبلاگ با خواندن این مطلب کمی متعجب گردند . مدتیست که بنده عزم آن داشته ام که مطلبی و یادداشتی برای یکی از هنرمندان موسیقی پاپ ایرانی بنگارم . تا تجلیلی باشد از زحمات این بزرگوار ، اگرچه بنده معتقدم ایشان هنر بسیار والایی در زمینه موسیقی داشته و توانایی بالقوه ای در زمینه اجرای موسیقی اصیل ایرانی با توجه به شاگردی اساتید بزرگ موسیقی ایران داشته اند . . .
آنچه مرا واداشت تا تصمیم به نوشتن چند خطی نمایم , اتفاق تلخ اخیر که همانا از دست دادن شاعر آهنگساز و موسیقیدان بزرگ ایرانی بیژن ترقی بود.
از دست شدن این عزیز و رفتن او از بین ما به یکبار همه را به تکاپو واداشت تا مطلبی برای او و در خور او بنگارند
ادامه مطلب را بخوانید ...

در پی انتشار سلسله مقالاتی از اینجانب در رابطه با موسیقی رپ و بررسی علل گرایش جوانان به سمت این نوع موسیقی ها که در سه قسمت تکمیل و به استحضار خوانندگان محترم رسید . عده ای از دوستان و اهالی هنر !!! ایراداتی به اینجانب وارد و حقیر را با سخنان دلنشینی چون ابله ؛ احمق ؛ بیسواد شرمسار نموده و اندازه نقد پذیری خود را به رخ دیدگان عموم به نمایش گذاردند بنده نیز در نظر گرفتن تمامی القابی که دوستان به اینجانب روا داشتند و با حماقت تمام نظرات را همانند سابق تائید و خود را آماده فحش و ناسزا نمودم . . .
ادامه مطلب را بخوانید ...
میتوان اینگونه متصور گشت که عشقهای تعریف شده در اینگونه موسیقی ها عشقهایی مجازی هستند و درک سریع و راحت مخاطبان عشقهای مجازی در این نوع موسیقی ها دلیلی است بر علاقه
مندیشان بر این نوع موسیقی . اما نکته ای که لازم به ذکر است اینکه هیچگاه نمیتوان از عشق مجازی به عشق حقیقی رسید در حالیکه از عشق حقیقی و عرفان به راحتی میتوان به عشق مجازی خود نیز دست یافت که متاسفانه این مسئله در بین بسیاری حل نگشته است . غمی که در موسیقی اصیل ایرانی وجود دارد غمی زیباست غمی که باعث تخلیه روح و روان آدمی گشته و وی را به آرامش روان می رساند در نقطه مقابل غم موسیقی های غربی همواره مخرب بوده و در بسیاری موارد میتوان یافت که اثرات روحی و روانی که این نوع موسیقی ها بر ذهن آدمی گذاشته اند غیر قابل جبران میباشد . این مسئله نیز در مورد شادی در موسیقی ها کاملا مشهود است شادی موسیقی های غربی و تند امروزی بسیار زود گذر بوده و آثار روانی منفی در آدمی ایجاد می نماید. شادی ها یی که بعد از استعمال داروهای مخدر وروان گردان مشاهده میگردد نتیجه استفاده از همین نوع موسیقی هاست ...
ادامه مطلب را بخوانید ...

برای یافتن علت موضوع و دلایل گرایش جوانان و نوجوانان به موسیقی های غربی از حدود یک ماه پیش اقدام به انجام یکسری تحقیقات در این مورد نمودم که نتایج جالب توجهی نیز بدست آمد . این تحقیق از حدود یکصد نفر از جوانان با میانگین سنی 23.9 سال انجام گرفت . محلهایی که در آنها نظر سنجی و تحقیقات انجام گرفت با توجه به تنوع جامعه جوان ایرانی متفاوت بودند . دبیرستان ؛ محیط های چت ، دانشگاهها و اماکن عمومی . . .
ادامه مطلب را بخوانید ...

رسوخ فرهنگ آمریکایی در کشور ما به اندازه ای چشمگیر است که با کمی دقت در نوع فرهنگ ایرانی و تغییر در آن میتوان آن را مشاهده نمود . ذائقه موسیقایی مردم ایران نیز از این رسوخ فرهنگ آمریکایی بی نصیب نمانده است و تغییری چشمگیر در نوع نگاه مردم و جوانان به موسیقی پیدا شده است .
چندی پیش سعادتی دگر نصیب بنده حقیر گشت و مطلبی دیگر از اینجانب در سومین ویژه نامه شجریانی ها قرار گرفت .
این ویژه نامه این بار در پرونده ای بر مجید درخشانی مروری دارد بر زندگینامه و آثار مجید درخشانی ...
ادامه مطلب را بخوانید ...
زیباترین سالها از آن تو باد که شیرین ترین یادها از آن توست...
برای او و در وصفش نوشتن بسیار سخت است اما باید بنویسم . باید توصیفش کنم اما نمیدانم چگونه ؛ نمیدانم چگونه عشق و علاقه ام را به این بزرگمرد هنر ایران زمین بیان نمایم .
شوالیه ای که شمشیرش صدایش است و با هنرش به جنگ رقیبانش میرود و بحق که نام شوالیه برازنده اوست. ..
از دوستان و خوانندگان عزیز خواهشمندم ابتدا تصاویر زیر را بدقت مطالعه نمایند .
قبل از اینکه بحث راجع به موضوع را آغاز نمایم ذکر چند نکته را ضروری میدانم . اول آنکه هدفم از نوشتن این مطلب به هیچ وجه حمایت از فردی خاص نیست ؛ در ثانی بنده به هیچ وجه نه قصد توهین به سیاستهای دولت داشته ودارم و نه قصد حمایت از آن . به همین دلیل نیز هیچ دلایلی برای سیاسی نمودن این بحث نمیبینم. و تنها قصد من حمایت ؛ از موسیقی ایرانی بوده است و لاغیر . حال این موسیقی میتواند موسیقی اصیل ایرانی باشد یا موسیقی پاپ .
ادامه مطلب را بخوانید .....
قبل از آنکه بپردازم به اصل مطلب , گریزی میزنم بر چند دهه قبل و آن را مقایسه میکنم با جامعه امروزی .
همانطور که اکثر ما جوانان در عکس ها دیده ایم و بزرگان ما نیز خود شاهد ماجراهای گذشته بوده اند تاکنون که چندین دهه از زمان حکومت قاجار و پهلوی ها و رضا شاه و امثالهم میگذرد طرز آرایش زنان و مردان ما با توجه به شرایط زمان تغییراتی اساسی را بخود دیده است . برای درک بیشتر این موضوع توجه خوانندگان محترم را به چند مثال از زمان قدیم تا کنون جلب میکنم :
اگر کمی در صندوقچه خانه خود و یا بزرگان خود جستجویی داشته باشید ؛ میتوانید تصاویری از مردان دوران قدیم را پیدا کنید که دارای سبیل هایی بلند همانند ناصر الدین شاه هستند ...
گریزی بر موسیقی سنتی ایران یکساله شد .
امیدوارم توانسته باشم در این مدت با کمک دوستان و صاحب نظران تا آنجا که در توانم بوده است برای اعتلای موسیقی این مرز و بوم تلاش کرده باشم .
از همه دوستان در این مدت کمال تشکر و قدر دانی را دارم و امیدوارم همانند گذشته بنده را در ادامه فعالیتم یاری نمایند .
متاسفانه مطلع گشتم وبسایت هنری هفتان که محلی برای تبادل نظر در زمینه فرهنگ ایرانی بوده فیلتر شده است .
زمانی که خشمگین از هک وبسایت ها و وبلاگهای هنری بودیم و دست به دامان متولیان امر می نمودیم تا چاره ای را اندیشیده و سایتهای هنری را از این خطر نجات دهند مشاهده گردید که مسئولان محترم خود سایتهای فرهنگی را بطور کاملا قانونی هک میکنند .
نکته جالب در اینجاست که بسیاری از وبسایتها و وبلاگها در این دنیای مجازی مشغول فعالیت هستند که ادامه حیات آنان به مخاطره انداختن آبروی بسیاری از دختران و پسران جوان ایرانیست و جالب تر آنکه هیچگاه نیز فیلتر نمیگردند .
فیلتر کردن وب سایت فرهنگی ، هنری هفتان که تنها لینک خبر ها و مقالات فرهنگی و سینمایی را قرار میداده است برای بنده بسیار درد آور بود .
حال میتوان این اینگونه برداشت نمود که فرهنگ ایرانی خطری جدی و بزرگ برای این مملکت و جوانان این مملکت است حتی خطرناکتر از همان تصاویر . . . !!!!
بعضی اتفاقات در زندگی آدمی رخ میدهند که به راحتی نمیتوان از آن عبور نمود . هر چه هم که بخواهیم نسبت به آنها بی تفاوت باشیم باز هم ذهنمان را به نوعی درگیر خود میکند .
تولد ؛ مرگ و یا ظهور نیز یک اتفاق است . این اتفاق ممکن است گاه خوشایند و گاه ناخوشایند باشد .
30 دی سالگشت مرگ یکی از هنرمندانی بود نسلهای گذشته و نسل کنونی خاطرات گرم و گاه سردی را با صدای نرم و مخملی وی داشتند ...
ادامه مطلب را بخوانید ...
مدتی بود با خود قرار گذاشته بودم تا مطلبی درباره یادگار دوست بنویسم . بسیار سعی کردم و نتوانستم آنطور که شایسته یادگار دوست است و درخور آن ؛ مطلبی را بنگارم ؛ اما جایش را بسیار خالی دیدم ، هرچه در دنیای مجازی و مجلات گشتم نتوانستم مطلبی را برایش پیدا کنم . بناچار تصمیم گرفتم خود با قلم نا زیبایم این اثر را با تمام توانم هرچه زیباتر بنویسم ...
ادامه مطلب را بخوانید ...
سه نگاه متفاوت به حادثه کربلا
تصور کنید شیشه عقب اتومبیلی که کارخانه سازنده آن ؛ صرفا آن را برای دیدن اتومبیلهای پشت سر طراحی نموده است با طراحی هایی اینچنینی تزئین شده است !!!! : نام حضرت ابوالفضل و امام سجاد و حضرت و زینب و .... با رنگ سفید و سایه های قرمز رنگی که به مثابه خونی هستند ریخته شده اند و با بارش اندک بارانی و پاک شده و یا گل و لای خیابانها آنها را فرا میگیرد ...
محسن نامجو : خوب ؛ بد ؛ زشت
واق واق سگ ، واق واق سگ
واق واق سگ ، واق واق سگ
حقیقته برای ، سگ
ما نمی دانیم اسمه اعضمِ سگ
ما نمی فهمیم، هیچ از غمِ سگ
ما سگ مردمان که وفا میکنیم عینِ سگ
ما که نمی دهدمان هیچ، جهان محلِ سگ
ما که پارس می کنیم
ما که رنج می بریم
ما که دم تکان می دهیم
ما که سیر می شویم
(...)
داد بزن زندگی را
مرگ را صدا کن
قبر بخوان
برچین پرچین پر از پرچم ها را
سگ شو در نگاه زرذم خدایی پر از استخوان های پیام آوران صحرا می بینم
بو می کشم نسیم آزادی را
گاز می گیرم مردم را
تکه تکه می کنم شرافت انسانی را
که خدای استخوان را از من راند
بنده ی تو می شوم با نگاه زردم
باعنایات دوستان عزیز و بازدیدکنندگان گرامی از وبلاگ اینجانب ، موفقیتی در این عرصه نصیب این حقیر گردید و آمار بازدید این وبلاگ در کمتر از یکسال از مرز ۲۰.۰۰۰ گذشت .
از تمامی دوستان عزیزی که در طی این مدت با راهنمائیهایشان بنده را در جهت پیشبرد اهدافم که همانا اعتلای فرهنگ غنی موسیقی ایرانی با رعایت احترام به بازدید کنندگان و هنرمندان و حفظ حرمت آنان است یاری نموده اند کمال تشکر و قدر دانی را می نمایم .
هنرمندان بزرگی چون :
استاد محمد رضا شجریان، استاد شهرام ناظری ، جناب آقای همایون شجریان ، هنرمند بزرگوار جناب آقای حسام الدین سراج ، جناب اقای علیرضا قربانی ، جناب آقای سالار عقیلی ، جناب آقای علیرضا افتخاری ، استاد حمید متبسم ، بزرگ مرد تاریخ سنتور نوازی ایران استاد پرویز مشکاتیان ، فرزند استاد فرامرز پایور و...
ودوستانی چون جناب آقای محمدی در این مدت بنده را بسیار راهنمایی نموده اند ، سرور ارجمندم جناب آقای عابدینی بزرگوار ، شاعر بزرگوار و استاد ارجمند جناب آقای فر زه ، جناب آقای مهدی جلیل خانی روزنامه نگار فرهیخته ، همکاران عزیزم در وب سایت استاد شهرام ناظری و علی الخصوص جناب آقای غیاث بیگی عزیز ، مدیریت محترم سایت خبری سل ، همکاران محترم وبسایت شجریانی ها دوست ارجمند و هنردوستم سرکار خانم صفیان عزیز ، تارنگار مشتاقان استاد شهرام ناظری و سرکار خانم بهشید عزیز ، مدیریت محترم روزنامه مردم نو و خبرگزاری ایسنا و و بلاگ نویس برتر جناب اقای سهند سلطاندوست
امید دارم بتوانم در ادامه رسیدن به اهداف خود همانند گذشته آنچه را که در توان دارم برای بهبود جایگاه این بلبل خوش الحان هنر ایرانی بکار بندم .
با مهر و احترام
محمد جواد صحافی

شهر خاموش کیهان کلهر را همانند سایر کارهایش میتوان نوعی کار تلفیقی دانست البته موسیقی تلفیقی نه به این معنا که دستگاه و گوشه های ایرانی با ساز غربی اجرا گردند .
در آثار کیهان کلهر کار تلفیقی را میتوان تلفیق اندیشه دو فرهنگ موسیقیایی یا دو موزیسین معنا نمود. نمونه آن را در دوران طلایی حضورش در ایران و کار با شجریان و ارائه اثری همچون " شب سکوت کویر" که میتوان آن را نیز نوعی موسیقی تلفیقی به شمار آورد بر شمرد . اثری که هنرنمایی دوتار نوازی چون مرحوم حاج قربان سلیمانی ؛ کلهر ؛ علیزاده وشجریان را به خود می دید . در این اثر کیهان کلهر به راستی چیره دستی خود را در آهنگسازی نیز همانند نوازندگی اش ثابت نمود تا شاهد ارائه اجرایی متفاوت از سایر اجراهای شجریان باشیم . این نوع موسیقی را نیز میتوان در همان رسته موسیقی تلفیقی ای که کلهر علاقه وافری به آن دارد دانست تلفیق فرهنگ بومی خراسان و موسیقی سنتی ایرانی که این اثر را براستی تبدیل به اثری ماندگار نموده است .آنچه که کیهان کلهر را از بیشتر هنرمندان و اهالی موسیقی ایرانی منفک میسازد متفاوت بودن اوست . ذوق وافر هنری کلهر و قدرت وی در آهنگسازی و نوازندگی یکی از دلایل تفاوت این هنرمند از دیگران است . وی ذهن خود را معطوف به موسیقی سنتی و دستگاهی ننموده است و این امر باعث گشته تا حدی از موسیقی ...
ادامه مطلب را بخوانید ...
|
يك
منتقد زنجاني گفت: جواد معروفي فردي فروتن، خوش مشرب و پرهيزگار بود. شايد
بتوان گفت وي از جمله كساني بود كه در طول عمر هنري خود سعي وافري در آشتي
موسيقي سنتي و غربي داشت. لینک منبع خبر : http://zanjan.isna.ir/mainnews.php?ID=News-20833 |
به مناسبت سالگرد درگذشت استاد جواد معروفی

خوابهای طلایی اش را هیچگاه از یاد نخواهیم برد . آهنگهایی که روح و جان آدمی را با صدای دلنواز پیانو نوازش میدادند . یادش بخیر ....
ایکاش بازهم میشد بیاید و خوابهای طلایی را بنوازد . روز غم انگیزی بود برای جامعه موسیقی فقدان بزرگی که خواب طلایی اش جان عشاق را به درد آورد. چه شورها که در خزان برپا بود و چه پرستو ها در انتظارش با او پرواز کردند .
چه دلهای شکسته ای که راز غروب را میتوانستی در آنها بخوانی . آری. . . پانزده سال پیش در بامداد سه شنبه شانزدهم آذرماه 1372 استاد جواد معروفی یادگاری هایی ماندگار از خود بجای گذاشت و پرواز کرد. ژاله اصفهانی چه زیبا سروده است :
" زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود
صــحـنـه پــیــوســتـه بـه جــاســـت خـرم آن نغـمه کـه مردم بـسـپـارند بـه یـاد"

ادامه مطلب را بخوانید . . .

امروز مطلبی در روزنامه کیهان مورخ ۲۵ آبان ماه ۱۳۸۷ خواندم . مطلبی بود با این عنوان " فرزندان خود را به کلاس موسیقی نفرستید !!! "
آنچه در ابتدا موجبات تعجب من را بر انگیخت این بود که روزنامه کیهان مطلبی را نگاشته بود در زمینه موسیقی که از از این نشریه بسیار بعید به نظر میرسید تا اینکه پس از خواندن مطلب متوجه علل نگارش ای مقاله گشتم .
سطرهایی از این نیز جریده نیاز به توضیحاتی داشت . که ضمن احترام به نویسنده مقاله و هنرمندان توضیحاتی را لازم دیدم که عنوان نمایم...
هر زمان که یاد این هنرمند ایرانی می افتم به ناگاه این ضرب المثل هم در ذهنم تداعی مکیند که " پسر کو ندارد نشان از پدر " ...
فرزندی لایق برای پدرش و ادامه دهنده راه وی که قطعا برای رسیدن به درجه و مرتبه پدر ٬ راهی بسیار دارد .گرچه این حقیر معتقدم افرادی همانند محمدرضا شجریان دیگر ظهور نخواهند کرد و موسیقی ما دیگر همانند ایشان را نخواهد دید .
همایون شجریان ٬ هنرمندی است که هم در آوازخوانی شهره است هم در نواختن .
اندازه هنر این هنرمند را زمانی میتوان تشخیص داد که با پدر در کنسرتهای بزرگ شروع به نواختن میکند و همصدایش میشود . کنسرتهای موفقی که بدون پدر و با گروهی بزرگ چون دستان اجرا نمود دلیلی است بر هنر والای او و آینده درخشانش .
باهم مروری بر زندگینامه و آثار منتشر شده این هنرمند بزرگ کشورمان میکنیم :
عذر خواهی و پوزش
دیروز بنده پستی را به این وبلاگ اضافه نمودم که مربوط به دانلود آلبوم جامه دران " اثر ماندگار " کیوان ساکت " بود . در پی اضافه نمودن این پست هنرمند بزرگوار و آوازه خوان شهیر کشورمان جناب آقای علیرضا قربانی در نقدی کاملا منصفانه و صحیح این عمل بنده را نکوهش نمودند . فلذا این حقیر ضمن عذر خواهی از تمامی هنرمندان و تشکر و قدر دانی از جناب آقای علیرضا قربانی بابت یاد آوری مطالبی به بنده نکاتی را لازم دیدم متذکر گردم نه از باب توجیح عمل خود .
آلبومهایی که اینجانب برای دانلود در اختیار کاربران قرار میدهم ٬ عمدتا آثار نایاب و کمیاب و یا قدیمی میباشد که تهیه و گرد آوری آنها بر بیشتر کاربران بسیار مشکل است که همین امر باعث میگردد تا هموطنان ایرانی از شنیدن آثار موسیقی فاخر محروم گردند .
در هر حال بنده پس از خواندن این مطلب فورا اقدام به حذف این پست نموده و مجددا از صاحبان این اثر عذر خواهی و از جناب اقای قربانی نهایت تشکر و امتنان را دارم .
محمد جواد صحافی - چهارم آبان ماه هشتاد و هفت
در تاریخ پنجشنبه 16 آبان در روزنامه محترم مردمنو یادداشتی خواندم از برادر عزیزم آقای محمدجواد صحافی با عنوان «بازگشتی پرحاشیه به سرزمین مادری» که نقدی بود بر عملکرد گروه قمر و سالار عقیلی که در شبهای نهم و دهم آبان در سالن هلالاحمر شهرمان اجرا داشتند. راقم این سطور به دلیل اینکه مغازهام یکی از محلهای چهارگانه ارائه بلیت کنسرت گروه قمر معرفی شده بود ...
بازگشتی پر از حاشیه به سرزمین مادری
شهر زنجان در روزهای 9 و 10 آبان ماه شاهد حضور گروهی با نام گروه قمر به سرپرستی و آهنگسازی نوید دهقان و خوانندگی سالار عقیلی بود . که البته حواشی آن بیشتر از خود کنسرت جلب توجه می نمود . عدم استقبال بازدید کنندگان از کنسرت در روز اول و سایر حواشی آن که البته آنقدر زیاد بود که استقبال کم نظیر همشهریان هنردوست !!! چندان جلوه نمی نمود .

انگار گروه قمر تنها چند دقیقه قبل از حضور سایر تماشاگران به سالن رسیده بودند . کاورهای سازها بر روی زمین پخش شده و کسی آنها را جمع نکرده بود . انگار گروه بر روی زمین تمرین کرده بودند !!! پس از مدتی مسئولین بسیار فعال و زحمتکش !!! متوجه گشته و نسبت به جمع آوری کاور سازها اقدامات لازم را انجام دادند !
"این مطلب در روزنامه مردم نو چاپ زنجان روز پنجشنبه۱۶ آبان ماه ۸۷ منتشر یافت "
ادامه مطلب را بخوانید ...
تاملی بر واژه های نا مانوس

چندی پیش مطلبی از فردی توجه من را بخود جلب نمود . البته نوع نوشته آن فرد چندان قابل توجه و تامل نبود بلکه نام آن فرد بسیار جالب بود که در کنار نام محمد رضا شجریان خواننده بزرگ موسیقی اصیل ایرانی پیشوند حضرت نهاده بود . لذا هر چه تلاش نتوانستم که این واژه را در ذهن خود حلاجی کنم تا اینکه به این نتیجه رسیدم که این از فرط علاقه بسیار است که واژه حضرت را بر ایشان نهاده است و چقدر مرتکب اشتباه بزرگی شده است و ندانسته نه تنها ایشان را بزرگ نکرده بلکه درجات والای ایشان را نیز زیر سئوال برده و رتبه ایشان را تنزل داده است . ..
ادامه مطلب را بخوانید ...

گروه موسیقی اشراق که بحق میتوان این گروه را یکی از موفق ترین گروههای موسیقی استانی در سطح کشور معرفی نمود کنسرت خود را در شهرستان زنجان آغاز نموده است .
از موفق ترین فعالیتهای این گروه اثریست با نام « ظهور » باخوانندگی مرحوم ایرج بسطامی (آخرین اثر این مرحوم ) که میتواند این گروه را بر اکثر گروههای موسیقی شهرستانی برتری بخشد . حضور درجشنواره های موسیقی و دریافت جوایز متعدد نیز این گروه را نسبت به دیگران متمایز میسازد.
حضور موفق این گروه در شبهای موسیقی شهرستانها در شهریور ماه ۱۳۸۶ - اجرای زیبای این گروه در کرمان و در یادبود مرحوم بسطامی و برنامه های متعدد دیگر نمونه هایی از فعالیتهای این گروه است .
از نکات جالب در این کنسرت حضور " پویا محمدی " فرزند اصغر محمدی نوجوان نوازنده سنتور است که از هم اکنون میتوان آینده بسیار درخشان برای وی متصور گشت . نوجوانی که تحسین بزرگانی چون پرویز مشکاتیان را نیز برانگیخته است .
امید است گروه موسیقی اشراق که پس از گذشت حدود ۱۰ سال کنسرتی متفاوت را در شهر خود برگزار خواهد نمود بتواند همانند همیشه و با رهبری موسیقیدانی ارزشمند چون « اصغر محمدی » و نوازندگان چیره دستشان مردم و همشهریانشان را خوشحال و سرمست نمایند .
محمد جواد صحافی
مهر ۱۳۸۷
برای بزرگنمایی بر روی تصاویر کلیک کنید
لازم به ذکر است روزهای برگزاری کنسرت در زنجان ۱۰ - ۱۱ - ۱۲ مهر ماه ۱۳۸۷ در فرهنگسرای امام زنجان و در شهرستان ابهر در روزهای ۱۷ - ۱۸ - ۱۹ مهر ماه در سالن اجتماعات اداره ارشاد ابهر از ساعت ۱۸:۳۰ الی ۲۰ خواهد بود .
به بهانه فرارسیدن سالروز تولد استاد محمد رضا شجریان

بر آستان جانان گر سر توان نهادن گلبانگ سر بلندی بر آسمان توان زد

به بهانه ترویج انتقادات نابجا بر علیه هنرمندان
همه کارشناسیم
بدترین عادت ما ایرانیها ( که من هم جزو همانها هستم ) این است که خود را در همه امور صاحب نظر دانسته و بد تر از آن اینکه نظر خود ارجح بر تمامی نظرات میدانیم . بطور مثال فردی از سیاست و وجهه خارجی کشور صحبت میکند سپس وارد اقتصاد گشته و طرحهایی را برای اقتصاد بیمار مملکتمان میدهد پس از آن از علی دایی و فوتبال و علت ناکامی در المپیک سخن بر زبان میگشاید و در میان اینها از موسیقی نیز صحبت میکند !!. چندی پیش با یکی از دوستان...
ادامه مطلب را بخوانید ...
اگر قرار باشد شما دیداری با استاد شهرام ناظری داشته باشید چه سئوالاتی از ایشان می پرسید ؟
با تشکر - محمد جواد صحافی
بسیار مشتاق بودم چهره شهرام ناظری این استاد بی بدیل اواز ایران را از نزدیک ببینم ، فردی که همه از آن به عنوان شوالیه سیاه نام میبرند ؛ فردی که در تواضع و فروتنی زبانزد خاص و عام است پس از شنیدن خبر تور کنسرت شهرام ناظری در ایران شوقی بس عظیم وجودم را فراگرفت . موضوع برگزاری کنسرت را یکی از دوستان نزدیکم که علاقه وافری به شهرام ناظری دارند مطرح نمودم ایشان نیز با پیشنهاد بنده موافقت نموده و منتظر ماندیم تا فراخوان فروش بلیط آغاز گردد .
ادامه مطلب را بخوانید ...

امروز مطلبی را از فردی به نام آوا مشرقی در سایتی مطالعه نمودم که بهتر است خود مطلب ایشان را خوانده و پس از خواندن توضیحات بنده قضاوت نمائید.
جوابیه :
موسیقیدان !!!! محترم خانم آوا مشرقی
با سلام
پس از خواندن مطلب شما یاد نقدی از یک هموطن در سایت گیل و گالش افتادم که ایشان از آقای ناظری انتقاد کرده بودند . بنده هم در جواب نقد ایشان مطلبی را نگاشتم تا نه ذهن ایشان بلکه ذهن خوانندگان سایت را کمی باز تر نمایم و واقعیات را بگویم تا خواننده خود قضاوت کند که البته در نقد ایشان انتقاد های فراوان به ایشان وارد گشت و خوشحالم از اینکه خوانندگان درست قضاوت کردند .
نقد شما هم همانند نقد آقای رمضانی میباشد اما کمی با آن متفاوت است علت این تفاوت آن است که ایشان به ردیفهای موسیقی آشنایی داشته و نوازنده نیز بودند که این خود کار نقد از ایشان را مشکل میکرد . اما از نوشته های شما مشخص میگردد که هیچ اطلاعی از موسیقی و هیچ سر رشته ای از این هنر ندارید و فقط آنچه نگاشته اید ساخته ذهنیات خود بوده است که حتی میتوان در خط به خط نوشته هایتان غلطهای فاحشی را یافت که امیدوارم هیچ موسیقیدانی مطالب شما را نخواند .
ادامه مطلب را بخوانید ...


قصد داشتم که امروز خودم بنویسم هر آنچه که در ذهنم جاری است که به ناگاه به یاد مطلبی افتادم که حرف دلم بود : یاد باد آن روزگاران یاد باد ...

زمانی که به موسیقی دی جی و یا رپ گوش میکنیم چیزی جز وحشت و رعب وجودمان را نمیگیرد ...
ادامه مطلب را بخوانید
نمی دانم چه بگویم ؛ زمانی که میلیونهانفر پای شبکه های تلویزیونی می نشینند تا مصاحبه استاد محمد رضا لطفی را پس از سالیان ببینند و به حرفهای ایشان گوش کنند ؛ ولی وقتی که هیچ چیزی از این مصاحبه نمی فهمند و تماماً صحبتهای کلیشه ای و حاشیه ای و بودار را می بینند چه باید گفت ؟
ادامه مطلب را بخوانید ...

قصد نداشتم تا مطلبی را در باب انتقاد در وبلاگم از زبان خود بازگو نمایم زیرا بنده کوچکتر از آن هستم که انتقادی را در این وبلاگ قرار دهم و از فردی در باره موسیقی نقد نمایم ؛ که بسیار راه دارم برای کسب تجربه و تخصص در باب موسیقی و نقد خوانندگان و صاحبنظران . موضوع این وبلاگ تنها معرفی موسیقی دانان و اهالی هنر بوده و بس . در عین حال گاهی هنجار شکنی نیز لازم است .
روز پنج شنبه عصر در محل کارم داشتم وبلاگها و سایتهای مهم موسیقی سنتی را جستجو میکردم که ناگهان نگاهم به مطلبی از یک وبلاگ با عنوان نشان شوالیه شهرام ناظری و نسبت آن با معیارهای هنری ایران افتاد . . . . .
ادامه مطلب را بخوانید . . .
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|